دستهبندی: رمان و داستان


کتاب باغ نویسنده پرویز دوائی
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
قسمت هایی از کتاب باغ
هر دومان را با هم مدرسه گذاشتند. داود یک هفت هشت ماهی از من کوچکتر بود، اما با هم گذاشتنمان مدرسه. تنها قصه من این بود که مدرسه هامان از هم سواست. اما عصر که می شد یا من می رفتم خانه آنها یا او می آمد خانه ما. مشق ها را تند و تند یک جوری سرهم می کردیم، بعد می زدیم توی کوچه. با بچه های دیگر زیاد اخت نبودیم.
دستهبندی: رمان و داستان