دستهبندی: بدون دستهبندی

کتاب ارثیه های عاطفی نویسنده عشرت دوانی
بخشی از این رمان :
"توی صندلی هواپیما، جا به جا می شم، تا راحت تر بشینم، انگار كمربند اینمی رو، زیادی سفت بسته ام؛ در دهه ی چهل ایران ایر، بهترین خط هوایی ایرانه، اما برای ما، يه هواپیمای یه موتوره در نظر گرفتن، بالاخره دولت باید صرفه جویی بكنه، حتی به قیمت جون مسافرا! دكتر... نخست وزیر شده و اسم دولتش رو گذاشته دولت صرفه جویی! یكی هم نیس به این مرد بگه، چه چیزی از خون و جون آدم مهمتره! حالا كه می خواین صرفه جویی كنن، اول مهمونی ها و ضيافت های پر خرج رو كنار بذارین، اگه روی این مهمونی ها خط باطل بكشین، صرفه جویی می شه، نه این كه مسافرارو سوار یه هواپیمای یه موتوره بكنین.
اگه این موتور، خدای نكرده، نقصی، ببینه، دچار اشكال بشه، هيهات می شه، روزنامه ها پر می شن از خبرهای فاجعه آميز. پر از عكس های جسدهای سوخته، تازه ممكنه همه مسافرا جزغاله بشن، خاكستر بشن، اون وقت كی مسئووله؟ هیشكی؛ خیلی كه برای مسافرای سوخته و خاكسترشده كاری بكنن، اینه كه خاكسترهارو، گوشه یی توده بكنن، بعد به تعداد مسافرا، گودال بكنن و توی هر گودال، ملاقه یی خاكستر بریزن و بگن این قبر بنفشه س، يا قبر پيمان؛ دلشون كه برای مرده ها نسوخته، يه كاری می كنند نمایشی، تا خانواده ی كشته شدگان، یه چیزی مثل قبر داشته باشن، قبری كه توش مرده نیس، فقط خاكستره، و تازه معلوم نیس كه این خاكستر مال مرده اون خانواده باشه، بالاخره باید مسئولان مملكتی كاری بكنن تا مصیبت دیده ها، یه جایی داشته باشن، برای اشك ریختن، یقه پاره كردن، خاك به سر ریختن و ضجه زدن و گریه كردن!
دستهبندی: بدون دستهبندی