دستهبندی: بدون دستهبندی


کتاب رویارویی کوتاه با دشمن نویسنده سعید صیرفی زاده مترجم میلاد زکریا
چهره اش گل انداخته و سالم بود. باد موهای سیاهش را روی پیشانی و دهانش پخش کرده بود. موهایش اگر قلابی بودند، به نظر قلابی نمی آمدند. با سکندری از واگن پیاده شدم. تلوتلو می خوردم. آروغی زدم. هات داگی که خورده بودم دوباره زنده شد…
دستهبندی: بدون دستهبندی