دستهبندی: رمان و داستان


زندگی نامه من نویسنده کارل گوستاو یونگ مترجم بهروز ذکاء
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
وقتی مردم میگویند آدمی فهمیده و فرهیخته هستی، پذیرفتن چنین سخنی برای چون منی مشکل مینماید. روزی روزگاری، رهگذری از کنار شطی عبور میکرد، لحظهای درنگ کرد و با دولاّوراست کردن کمر خود توانست فقط به قدر کاسهای کوچک از آن شط، آبی بردارد. ولی این مقدار آب در قیاس با خود آن شط چه چیزی میتوانست باشد؟ من که تمامی آن شط نبودم و نخواهم بود، من فقط با لحظهای درنگ کردن و با خم کردن کمر خود، موفق شدم مختصر آبی از آنجا بردارم. دیگرانی هم بودند که از کنار این شط عبور میکردند، شاید بسیاری از آنان هم فکر میکردند باید کاری بیش از اینها، صورت داد، ولی بیش از این کاری از دست من ساخته نبود.
من هرگز در زمره آدمهائی نبودهام که همواره فکر میکنند برای شکوفه کردن گلهای گیلاس باید هم چنان در انتظار ماند و دست روی دست گذاشت.در چنین شرایطی من در آن جا درنگ میکنم تا لااقل با چشمانی باز و تحسینآمیز شاهد آن باشم که به بینم در این مورد از دست طبیعت چه کاری میتواند ساخته باشد...
دستهبندی: رمان و داستان