دستهبندی: ادبیات


پانزده گفتار درباره مجتبی مینوی
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
یادبود نخستین سال درگذشت
شامل سخنرانی ها و مقالاتی که اهالی فرهنگ و ادب ایران درباره استاد مینوی ارائه کرده اند.
مینوی هم رفت و به جهان مینوی خود واصل شد. او از خاندانی بود که همه قبیله او عالمان دین بودند. از مدت هفتادوسه سال که بزیست، پنجاه و پنج سالش را در راه کسب معارف و علوم اسلامی و ایرانی و نشر تحقیقات و مطالعاتی که عمیقاً حاصل کرده بود، مصروف کرد هیچ ماه و سالی را به بطالت نگذرانید. از یک کتاب به کتاب دیگر میپرداخت و از یک کتابخانه به کتابخانه دیگر میرفت. همهجا و همهوقت در مزرع فضل و ادب خوشهچینی میکرد و همهوقت خوشهچینان از خرمن معرفتش بهرهوری مییافتند، خواه آنکه در محضرش بودند و خواه آنکه نوشتههایش را میخواندند. هر چه نوشت و پراکند استوار و دیرپای بود. هیچیک از نوشتههای او را نمیتوان بیفایده و کمارزش دانست، اگر چه گاهی قلمش تند و عصبانی جلوه کند…
اگر در نوشتههای مینوی تندی و برافروختگی نبود پس چه فرقی بود میان او و صاحبقلمان دیگر. ارزش واقعی مینوی بجز استحکام روش تحقیق و زبان گویا و برّا و مسلط، در همین شیوه دلیرانه و بیباکانهاش بود که وهمی و ترسی از گفتن آنچه میدانست نداشت، ولو آنکه به مذاق این و آن خوش نیاید، ولو آنکه دوستی ازو برنجد، ولو آنکه مورد طعن و ملامت و حتی دشنام شنیدنها قرار بگیرد. چون تحمل هیاهو داشت در قبال غوغای مخالفان سرفراز و محکم میایستاد. به اصطلاح بیدی نبود که از بادهای ناگهانی بلرزد. چندین بار با طوفانهائی که او را در برگرفت دست و پنجه نرم کرد. اما هیچبار از شاخ و برگ پربارش چیزی کاسته نشد.هیچکس باور نداشت که مینوی تندمزاج دشمنساز (با گروهی عظیم که از مخالف و مخالف خوان داشت) پس از وفات بحدی که مورد تجلیل و احترام قرار گرفت از تبجیل و بزرگداشت برخورداری یابد. این نبود مگر بسبب آنکه مینوی هماره شرف علم و معرفت را بلند نگاه داشت. پستی و فرومایگی را در این گوشه از قلمرو انسانی نپسندید. ناچار وقتی خلاف طبیعت خود به مطلبی برمیخورد به قول معروف «ستیهنده» میشد. ضرری هم ازین صفت ندید.
مینوی در چندین زمینه از معارف و علوم مربوط به ایران و اسلام کار کرد و آثاری دست اول و ماندگار بر جای گذاشت. شاید در مقام سنجش بتوان خدماتی را که در زمینه تصحیح متون مهم زبان فارسی انجام داده است در صف مقدم قرار داد. کلیله و دمنه، ویس و رامین، نامه تنسر، دیوان ناصرخسرو (که در چاپ اخیر مهدی محقق همکارش بود)، سیرت جلالالدین، نوروزنامه، عیونالحکمه، السعادهوالاسعاد، تحریمه القلم سنائی، نورالعلم ابوالحسن خرقانی، نصایحالملوک سعدی، مصنفات بابا افضل مرقی کاشانی (با همکاری یحیی مهدوی)، اخلاق ناصری (که علیرضا حیدری همکارش بود و در این ایام باید منتشر شود) و بالاخره شاهنامه فردوسی که داستان رستم و سهراب آن را بعنوان نمونه منتشر ساخت، اینها متونی است که هر یک به جهتی و مناسبتی در درجه اول اهمیت و از امهات نوشتههای ایرانی است. مینوی در تصحیح هر یک از آنها سعی کاملی به کار برده است، هم از این حیث که نسخ معتبر را در تصحیح اختیار کرده و روش علمی و انتقادی مرسوم میان غربیان و نقدشناسان را در آنها به کار گرفته است، و هم ازین حیث که تنظیم عبارات و صفحهبندی و نوع حروف و دقت در غلطگیری آنها پسندیده باشد ناگزیر همه آثارش نمونه است و از جهات متعدد شاخص شده است. از حق نباید گذشت که هنوز متنی به نفاست و صحت و آراستگی کلیله و دمنه مینوی در ایران منتشر نشده است و تردید نباید داشت که روش علمی متخذ و مختار مینوی در تصحیح متون مایه آموزش دیگران نیز قرار خواهد گرفت.
دستهبندی: ادبیات