دستهبندی: رمان و داستان


کتاب مهمان اثر ایرج زهری
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
مرد انگشتهای یک دستش را جمع میکند. چشم راستش دیده میشود.)
تصویر مرد: چشم چپ!
(مرد انگشتهای دست دیگرش را جمع میکند. چشم چپش دیده میشود.)
تصویر مرد: دماغ!
(مرد دستهایش را تا دهان پایین میکشد.)
تصویر مرد: دهن، چونه!
(مرد دستهایش را پایین میاندازد. از حالت صورتش فکر و خیال میبارد.)
تصویر مرد: این چه قیافهای است به خودت گرفتهای؟ خوشحال باش!
دستهبندی: رمان و داستان