دستهبندی: رمان و داستان


کتاب شیدایی فرحروز نویسنده فرحروز حسین زاده میرک
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
معرفی کتاب شیدایی فرحروز
این کتاب روایتگر زندگی مشترک نویسنده با همسرش که جانبازی هفتاد درصد است و ترکشی نخاع او را نشانه رفته است می باشد. او معتقد است که این زندگینامه نه تنها حکایت روزگار او بلکه تصویرگر زندگی بسیاری از زنان و مردان است که در شعله جنگ تحمیلی و برای دفاع از مرز و بومشان به این سرنوشت محکوم شده اند. او در نوشته خود از بالا و پایین های زیستن با جانبازی هفتاد درصد می گوید، از دشواری و رنجی که پشت سر گذاشته اند و از لحظات شادی که با وجود سختی های ناشی از ناتوانی جسمی همسرش در کنار هم تجربه کرده اند.
قسمت هایی از کتاب شیدایی فرحروز
دلم برای اش می سوخت. شاید او در دنیای مردانه اش هزار بار خودش را بازخواست کرده بود که چرا باید همسرش؛ کسی که برای به دست آوردن اش آن همه تلاش کرده بود، در میان سختی ها تنها بماند؟ چرا باید اجازه می داد زنش در این سرمای زمستان، جلوی چشم مردهای همسایه خم و راست شود و برف پارو کند؟ مگر او به جنگ نرفته بود تا ناموس اش در امنیت و رفاه باشد؟ پس این سختی دوچندان برای فرح چه معنایی داشت، جز ناعدالتی روزگار! شاید او در همه لحظه هایی که من روی پشت بام مشغول پارو کردن بودم، به همه این سوال ها اندیشیده بود و من او را درک نکردم و باعث آن اتفاق شدم. مقصر بودم و در دلم، خودم را هزاربار سرزنش کردم که چرا زبان ام را بی وقت باز کردم. آن روز کسی کمک ام نکرد جز جواد که چشم های اش مثل اقیانوس، طوفانی و بی قرار بود
دستهبندی: رمان و داستان