دستهبندی: کتاب چاپی


غرور و سقوط نویسنده سرآنتونی پارسون مترجم پاشا شریفی
زمان آمادهسازی 1 روز کاری
«در پاییز سال 1973 که بحران خاورمیانه در اوج خود بود، در محل کارم در وزارت امور خارجه برای ملاقات با وزیر امور خارجه به دفتر او فراخوانده شدم. سرم بسیار شلوغ بود و دلم نمی خواست سرگرم بعضی مسائل اداری شوم. به همین دلیل با اعتمادبهنفس و اطمینان وارد دفتر او شدم اما در آنجا، تنها این عبارت با لحنی رسمی به من خطاب شد: من سفیر بریتانیا در ایران خواهم بود. شگفتزده شدم، زیرا انتظار داشتم که مدت یک سال دیگر هم در سمت معاونت قسمت امور خاورمیانه در وزارت خارجه خدمت کنم و پس از آن اگر هم موضوعی مانند احراز پست سفارت را متصور میشدم احتمال میدادم که پست سفارت در یکی از کشورهای عربی یا ترکیه را به من واگذار نمایند چرا که سابقهٔ خدمت در این کشورها را داشتم. من هرگز در ایران خدمت نکرده بودم و هرگز هم تصور نمیکردم چنین اقبالی به من روی آورد. نمیدانم چگونه بیکموکاستی و تمامعیاری داشتن یک پست سفارت در کشوری دور برای یک دیپلمات حرفهای را برای شما توصیف نمایم کشورهای زیادی هستند که زندگی در آنها دلپذیر و مطبوع است. دولت و مردم آنها هم با شما مهرباناند، ولی منافع انگلستان در این کشورها ناچیز است. زندگی شخصی در این کشورها لذتبخش است ولی وظایف رسمی و دیپلماتیک، محدود و کسلکننده. اما در مورد برخی کشورها عکس این موضوع صادق است کشورهایی که منافع حیاتی انگلستان در آنها دیپلماسی فعالی را ایجاب میکند ولی جوی مسموم و محدود و شاید هم فضایی فرومایه و شرمآور شما را احاطه نموده است. در این کشورها یک دیپلمات زندگی پرمشغله و پرتحرکی دارد ولی خانوادهٔ او باید بهای سنگینی را برای انجام این وظیفه بپردازند. بدین لحاظ که بهندرت اتفاق میافتد تمامی نکات مثبت در یک کشور مانند ایران جمع شود؛ شغلی پرماجرا و جالب، کشوری در مرحلهٔ تغییرات اجتماعی و اقتصادی پویا اما درعینحال از پرتو تاریخ رنگارنگ و طولانی خویش مشعشع و تابان. موهبتهای بیپایان گشتوگذار در مکانهایی که بهواسطهٔ جزئیات تماشایی شگفتآور و به دلیل آکندگی از جذابیتهای تاریخی متمایز گشتهاند. اماکنی که تا به حال نامشان را فقط در کتابها خوانده بودیم؛ دریای خزر، شیراز، اصفهان و پرسپولیس. همانطور که من و همسرم در پاییز سال 1973 شاهد بودیم، سفارت در تهران این ترکیب کامل و بینقص امکانات و موقعیتها را در اختیارمان نهاد و ما خود را برای آیندهای سرشار از هیجان و خوشی آماده میکردیم.»
دستهبندی: کتاب چاپی