

معیار البلاغه نویسنده: ابوهلال حسن بن عبدالله بن سهل عسکری مترجم: محمدجواد نصیری
«هر گاه ابتدا نیکو و تازه و ملیح و رسا باشد، گوش را برای شنیدن کلام بعد از آن جلب می نماید و به همین معنی است که خداوند عزوجل می فرماید: الم، و حم، و طس، و طسم و کهیعص. پس گوشهای ایشان را به چیز تازه ای که مثل آن ایشان را سابقه ذهنی نیست، متوجه می سازد تا موجب استماع کلمات بعد از آن شود و خداوند به کتاب خود، قرآن، داناتر است...
درباره ابتدای نیکو، ابوهلال گفته یکی از نویسندگان را چنین نقل می کند: «ای گروه نویسندگان! کلام را با کلماتی نیکو شروع کنید که کلمات نیکو، راهنمای بیان است .» و در مقابل، همان گونه که شروع با کلام نیکو می تواند سلاست و شیوایی در بیان ایجاد کند، شروع با کلماتی که به نحوی خبر از بدی، اندوه و شکست داشته باشد - در باور عمومی دوره حیات ابوهلال - می تواند به بروز بدی و اندوه و شکست منجر شود: گفته اند برای شاعر، سزاوار است در اشعار خود و افتتاح گفته های خود از کلماتی که به آن فال بد و مرغوا زده می شود احتراز نماید و همچنین از کلام و مخاطبه ای که در مورد مفارقت و دوری دست و وصف خانه های بیابانی و تفرقه شدن دوستان مؤلف و خبر مرگ جوان و ذم زمانه مخصوصا در قصایدی که متضمن مدح و تهنیت است، [و آنچه] آن را در مراثی استعمال می کنند و وصف حادثه بزرگ دوری نماید زیرا وقتی کلام بر این مثال بنا شود، شنونده از آن فال بد و مرغوا می زند، هر چند شنونده می دانسته که شاعر عینا خود را مخاطب ساخته، نه ممدوح را.»