

کتاب تحریر رساله الولایه (دوره 2 جلدی) نویسنده عبدالله جوادی آملی
در توصیف کوتاه از رساله الولایه علامّه طباطبائی، می توان آن را اثری عرفانی دانست که از آغاز تا انجام از منبع وحیانی بهره برده و با دستمایه های حکمی و عرفانی اعم از نظری و عملی به واکاوی حقایق پیدا و پنهان منبع دینی پرداخته است تا به درستی «عرفان اصیل اسلامی شیعی» را عرضه نماید؛ عرفانی که از هر نوع شطحی وارسته و از هر گونه شذوذی پیراسته است و از هر جهت بی شائبه است؛ هم به لحاظ مصنّف، تصنیف و منبع و هم به جهت اندیشه ای که این همه را همراهی می کند.
از ویژگی های این اثر ممتاز، هم افزایی مناسبات علمی و روابط روحانی استادی همچون علاّمه طباطبائی با شاگردی همانند استاد آیه الله جوادی آملی (دام ظله) است. این دو نسل که از حسنات روزگار معاصر و دست پروردگان قرآن و عترت در دوران کنونی می باشند، آنچنان به هم نزدیک اند که سخن یکی در اثر دیگری و بنان یکی در بیان دیگری بازتاب می یابد.
در باب نظام حکمی علامه طباطبایی دو دیدگاه حداقلی و حداکثری وجود دارد. طبق دیدگاه حداقلی، علامه از شارحان و مفسران حکمت متعالیه ی ملاصدرا است؛ ولی داخل این نظام، نظرات ابتکاری و ابداعی فراوانی دارد؛ اما طبق دیدگاه حداکثری، علامه؛ اساساً یک دستگاه فلسفی و حکمی جدید و متمایز از سایر دستگاههای فلسفی سینوی، اشراق و صدرایی تأسیس کرده است. چه قائل به دیدگاه حداقلی باشیم و چه دیدگاه حداکثری؛ رساله ی الولایه ی در بین آثار علامه در مقام فهم فلسفه ی وی، موقعیت استراتژیک و ممتازی دارد.
در رساله ی الولایه برخی آراء ابتکاری و برخی ابداعات حکمی و عرفانی علامه طرح و بحث شده است. برخی از این ابداعات در سایر آثار ایشان هم آمده است مثل بحث اعتباریات؛ که در این رساله تفصیل و تدقیق می گردد و برخی ابداعات تنها در این اثر علامه مطرح می شود؛ مثل برهان معرفت نفس علامه در شناخت خداوند. جالب این است که با اینکه دأب و منش علامه بر این نبوده که به ابتکاری بودن آراء و نظریاتش تصریح کند، در این رساله با صراحت می گوید که: «این برهان از مواهب الهی است که مختص به این رساله است». در رساله ی الولایه، برخی اسرار و مباحث باطنی حکمت شیعی با روش تحلیلی- عقلی برهانی و در ادامه ی مباحث عقلانی، به آیات و روایات نیز استشهاد و استدلال می شود. باز این نکته هم جالب توجه است که علامه در مقام تفسیر برخی از آیات، در این رساله آراء متفاوت و خاص تر و لایه های معنایی عمیق تری در نسبت با تفسیر همان آیات در المیزان عرضه کرده است که این نشان می دهد که در این رساله، علامه، الزامی بر نوشتن مطالب برای عموم، نداشته اند.